مجموعة مؤلفين

117

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

روز يكشنبه نهم [ ربيع الاول ] : [ در ] كربلا ، صبح برخاسته قهوه خانه رفتم [ 91 ] چاى خورده ، حرم مشرف شدم نماز جماعت نموده ، زيارت كردم به حرم حضرت عباس رفتم . از آنجا رفتم خانه ميرزا حسين خودمان ، ميرزا مهدى خان هم آمد ، قدرى صحبت كرديم . بعد آمدم منزل به حمام رفتم ، ناهار بيرون آمدم . ناهار خورديم آبگوشت و ماست و پلو داشتيم . بعد پول آقا سيد على كوچك و آقا سيد على بزرگ را دادم بردند ، آقا سيد على بزرگ گرفت چون آقا سيد على كوچك را گفته بودند كه فلانى نگذاشت فرش را به شما بدهند قهر كرد و آقا سيد محمود هم قدرى تفتن كرده بود و مشاراليه هم طمع‌اش زياد بود در باب مقبره ، به او نداديم ، قبول نكرد و پس فرستاد ، بارى خدا انصاف به مردم و خودمانى ها بدهد . بعد ، بازار رفتم خرما خريدم با مهر و بعد به حرم حضرت عباس رفتم تا مغرب بازار بودم ، و مال هم پيدا نكردم تا طهران ، تا كاظمين كرايه كرديم كه پس فردا برويم . بعد نماز مغرب را كردم و زيارت نمودم ، دستم درد مىكرد به منزل آمدم ، شام هم قورمه سبزى و چلو داشتيم ، من نخوردم و روزنامه نوشتم تا پنج ساعت از شب گذشته و قرار عمل مقبره را مىداديم با آقائى ، آقاى آقا سيد احمد و مشاراليه قبول نمى فرمود با هزار مرافعه به گردن مشاراليه گذاشتيم بعد خوابيديم تا صبح . [ خريد سوغات كربلا ] روز دوشنبه دهم [ ربيع الاول ] : [ در ] كربلا ، صبح برخاسته حرم مشرف شدم ، نماز جماعت كرده زيارت نمودم به حرم حضرت عباس مشرف شدم . بعد به بازار آمدم ، قدرى بادبزن خريدم با مهر ، بعد خانه ميرزا حسين رفتم از آنجا منزل آمدم . پول طهران را كه حواله كرده بودند ، يك تومان كسر كرده ، گرفتيم ، بعد به حساب‌هاى خودمان مشغول شديم و ناهار آبگوشت و ماست و پلو و خرما با آقا سيد احمد صرف نموديم . دوباره بازار رفتم دو تسبيح خريدم و حرم [ 92 ] مشرف شدم نماز ظهر و زيارت كردم به حرم حضرت عباس رفتم از آنجا به منزل آمدم . پول قارىها را دادم با پول آقا سيد احمد ، بابت سه ماهه مقبره و نوشته گرفتم . چاى خورده ، مغرب دوباره حرم رفتم نماز مغرب را به جماعت نمودم و زيارت كردم به حضرت عباس رفتم و از آنجا به خانه آمدم ، دوگوسفند من وميرزا مهدىخان نذر حضرت عباس داشتيم به‌جهت